کافی شاپ

واگذاری نمایندگی رسمی کافی شاپ های زنجیره ای صدف با شرایط ویژه در ایران و خارج از کشور


Franchise) cafe sadaf ira ) اولين كافي شاپهاي حرفه اي در ايران با بيش از 35سابقه

sadaf%2520copy.jpg

کافی شاپ های زنجیره ای صدف اولین کافی شاپ دارنده استاندرد ایزو در ایران

430840_458133300910174_1350295098_n.jpg

ثبت برند کافی شاپ های زنجیره ای صدف در کشور انگلستان سال 2011


viewer.png

نمای داخلی شعبه مرکزی کافه صدف

sadaf1.jpg
شعبات زنجيره اي صدف

شعبه 1 مرکزی تهران خیابان ولیعصر بالاتر از پارک ساعی مرکز خرید صدف طبقه همکف 88774591
شعبه 2 بندر عباس
شعبه 3 تهران بیمارستان نور طبقه دوم
شعبه 4 سلمانشهر متل قو
شعبه 5 تهران
شعبه 6 تهران شهرک غرب
شعبه 7 یزد هتل داد
شعبه 8 بوشهر
شعبه 9 گلستان .علی آباد کتول هتل کانیار
شعبه 10استان کرمان.بم روبروی اداره برق فست فود و كافي شاپ صدف
شعبه11 عراق-بغداد اکراده المریم. صدف کوفی شاپ
شعبه 12 لواسان بلوار امام خمینی میدان گلندوک قبل از تعمیر گاه حجج
شعبه 13 خيابان مطهري نبش مفتح ايستگاه مترو مفتح
شعبه 14 ساري خيابان قارن پاساژ سليم طبقه همکف
شعبه 15 ماهشهر
شعبه 16 قزوين بلوار آیت الله خامنه ای
شعبه 17 زاهدان بزودی افتتاح میشود
شعبه 18 شیراز خیابان ستارخان
شعبه 19 کرمان خیابان شهید بهشتی بعد از کوچه شماره 10
شعبه 20 سیرجان خیابان شریعتی.خیابان مولوی بعد از کوچه اول سمت راست
شعبه21 بندر ماهشهر ناحیه صنعتی خیابان پتروشیمی شیراز خیابان مهمانسرای علی پلاک 41
شعبه 22 تهران اشرفی اصفهانی بلوار سیمون بلیوار خیابان معین پلاک 11
شعبه 23 تهران میدان ونک تقاطع شیخ بهایی ملاصدرا درمانگاه تخصصی بقیه الله طبقه اول
شعبه 24 اردبیل.میدان شریعتی به طرف سه راه دانش روبروی داروخانه دکتر عاشوری
شعبه 25 مازنداران .ایزدشهر کافی شاپ و رستوران صدف
شعبه 26 تهران روبروی پارک شهر آراخیابان سی ام
شعبه 27 شهرقدس (قلعه حسن خان )کیلومتر 17 جاده قدیم میدان قدس
شعبه 28 تهران ستارخان خیابان اسدی روبروی رستوران زیتون
شعبه 29 تهران چهار راه گلوبندک مچتمع تجاری ایستاتیس جنب پله برقی(درحال دکوراسیون)
شعبه 30 تهران شهرک غرب بلوار دریا تقاطع پاکنژاد کافی شاپ صدف
شعبه 31 تهران خیابان میر داماد نرسیده به میدان مادر جنب بانک صادرات(درحال دکوراسیون)
شعبه 32 خرم آباد خیابان انقلاب جنب مصلی القدیر طبقه همکف هتل عطر (در حال دکوراسیون)

بزودي شعبات امارات .بيروت.باكو و مالزي افتتاح ميشود


تلفن مديريت و امور نمايندگيها 09121490154

iranchef@gmail.com

پیام مدیرعامل کافی شاپهای زنجیره ای صدف

ایجاد ارزش بیشتر برای هر یک از ذینفعان تنها هدف ماست
نوسانات و بی ثباتی در بازارهای مالی بی سابقه هستند. پیش از این تاریخ کافی شاپهای زنجیره ای صدف هرگز شاهد چنین بحران پر سرعت و بازسازی دوباره در بازارهای عمده و اصلی نبوده است. با این حال صرف نظر از اینکه دیگر کافی شاپهااز بحران خارج شوند، ما چشم انداز بلند مدتی از اولویت هایمان خواهیم داشت. معتقدم که نیاز داریم تا بر روی 6 ستون استراتژیک از قبل بنا شده تمرکز کنیم تا راهنمای نوآوری برای ما گردد.

پایه های استراتژیک ما از قرار ذیل است

1. تقویت مدیریت عملکرد با تکیه بر ایجاد توازن بین رشد و دوره بازگشت سرمایه
2. بهینه سازی سبد کسب وکارمان برای رشد سودآوری بیشتر
3. منطبق کردن کامل استراتژی های بازار محصولاتمان با دیدگاههای مصرف کنندگان
4. سرمایه گذاری در تقویت نام تجاری کافی شاپهای زنجیره ای صدف
5. تاکید بر طراحی و نوآوری در محصولات و منو های جدید و متفاوت با دیگر کافی شاپهای ایران و جهان
6. ملی سازی ساختارها و فرآیند هایمان به یاری خداوند متعال و لطف شما دوستان

در حالیکه مصمم هستیم با این ابتکارات به سرعت پیش رویم، مانند همیشه اصلی ترین شاخص ما تمرکز بر سلامت کلی کسب و کار به جای تمرکز بر عملکرد کوتاه مدت است و همین عامل باعث توجه خاص ما به سلامت کافی شاپهایمان در سراسر ایران .فروش کلیه مایحتاج کافی شاپها .روابط با مشتریان .ترکیب کسب وکار، اعتبار برند صدف، سازماندهی و مسائل مالی گردیده است.

کافه صدف حفظ و افزایش سودآوری را با کارمندان مصمم، با استعداد، تعهدپذیر و آماده ارایه خدمات به مشتری از راههای گوناگون تضمین کرده است. در چند سال گذشته عملکرد ما از نظر سودآوری و درآمد رکورد شکنی کرده است، اما مهم تر از بهبود عملکرد چشمگیر، می کوشیم تا گام های قابل توجهی در جهت بهبود و افزایش شعبات صدف برداریم. ما معتقدیم پایه های استراتژیک ما فقط شعار نیستند بلکه آنها راهنمایان جهت و سیر حرکت ما می باشند.

تغییر چشم انداز ما از مشتریان کافه صدف در ایران و دیگر کشورها

در این دوره اقتصادی تغییر سلایق مشتریان به سمت "ارزش گرایی و کیفیت" به وضوح قابل مشاهده است. در چنین فضایی باید به شدت چشم اندازها، نیازها و رفتار مشتریانمان را پایش کنیم. و با بازنگری در بخش های کسب وکار و حرکت به سمت نیازهای مشتریان، هدف گذاری صحیحی برای آفرینش "لحظات شیرین برای مشتریان" داشته باشیم.

برای حرکت به سمت سلایق مشتریان خود نیاز به تمرکز بیشتر، انعطاف پذیری و تغییر نقشه راه داریم تا با استفاده از فرصت ایجاد شده برای باز تعریف نحوه همکاری با شعبات از بحران های اقتصادی قوی تر از گذشته بیرون آییم.

بهبود انعطاف پذیری عملیاتی

ما نیاز به تعالی سازمانی در حوزه های مربوط به هزینه، زنجیره تامین کالا و قیمت گذاری داریم و از هر فرصتی برای کاهش هزینه های سربار، افزایش حاشیه سود و مدیریت نقدینگی استفاده می کنیم. باید ظرفیت های زنجیره تامین مواد اولیه را به منظور افزایش قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری و کاهش زمان پاسخ دهی به نیازهای مشتریان تقویت کنیم و به منظور پاسخ سریع به نیازهای مشتریان کافه صدف حاشیه سود منعطف را همانند استراتژی های قیمت گذاری مدیریت کنیم.

تلاش مضاعف برای ساختار کافی شاپهای زنجیره ای صدف

ساختار کافی شاپ صدف همین امسال باز تعریف شد که بر اساس آن از اخذ استانداردهای ایزو، محصولات و فورمولاسیون جدید با منوهای جدید با کمیت و کفیت مطبوع تشکیل شده است. این ساختار به ما اجازه گسترش بازار تجاری و همچنین گسترش زنجیره ارزش سخت افزاری و نرم افزاری و پاسخگویی به نیازهای حال وآینده مشتریان را می دهد.

تجهیز به محصولات وفناوری ها، استراتژی های کسب و کار با تمرکز بر آینده، تقویت برند صدف و فعالیت های بازاریابی، کافی شاپ صدف را به رشد پایدار و موفقیت رهنمون می گردد. ما همچنین به دنبال تبدیل شدن به شرکت اول در حوزه کافی شاپها و ارتباطات جهانی و کافی شاپی نوآور هستیم که می تواند تغییرات قابل توجهی در بازار ایجاد کند. هدف نهایی این استراتژی ها ارزش آفرینی برای کارکنان، مصرف کنندگان، سهامداران و شما خواهد بود. من چشم انتظار پشتیبانی، ترغیب و تشویق شما از کافی شاپهای زنجیره ای صدف هستم.
تا هرچند شاید برای هرخواننده شوخی تلقی شوداما اعتقاد من براین است رقابتی که با کافی شاپهای ایرانی و خارجی شروع کرده ام در آینده نه چندان دور در شهرهای ایران و کشورهای دیگر شعبات خودرا بازگشایی خواهم کرد.


http://www.sadafcoffeeshop.com


ادامه نوشته

دلم گرفته عزيزم كمي سه تار بزن

 

دلم گرفته عزيزم كمي سه تار بزن

تمام غربت آيينه را هوار بزن

 

و حرف هاي دلت را كه مثل من تنهاست

بخوان و در غزلت شاعرانه جار بزن

 

دوباره ،چتر خودش را خزان گشوده به باغ

سري به وسعت تنهايي بهار بزن

 

اگر كه لهجه ي باران هنوز يادت هست

به روي پنجره طرحي به يادگار بزن

 

پر از ترنم باران شده نگاهت ،پس

به همنوايي شعرم بيا سه تار بزن

 

خدايا ديوار مهرت بر سرم ويران نكن

 

 

 


آدما پنجره ها رو وا كنيد
غروب عشق منو نگاه كنيد
.ببينيد تا بدونيدعشق چيه
دنياي عاشقيمون دست كيه


جز خدا تموم عشقا دروغن
اينا رو خاطره هام بهم ميگن
ميگن از عشقاي فاني دوري كن
جز خدا تموم عشقا يه روز از پيشت ميرن



 خدايا


خدايا ديوار مهرت بر سرم ويران نكن
اشك چشمان ترم بازيچه ي ميدان نكن
گر دلم را آجر آجر از محبت ساختي
ديگري را در سراي اين دلم مهمان نكن


من گرفتار سكوتم


مرا در خلوت تنهاييم رها كنيد


مرا در كلبه بي سقف عاشقيم رها كنيد


 


شيريني عشق تلخ تر از هر زهر است


مرا در خاطرات تلخ حقيقت رها كنيد


 


عاشق شدن در اين روزگار بيوفا حماقت است


مرا از اين روزگار بيوفا جدا كنيد


 


ستاره اميدم ديگر چشمك نميزند  بي نور است


مرا با سختي ويرانگر انتظار آشنا كنيد


 


من گرفتار سكوتم گرفتار غرور


مرا از ميان اين سكوت بيجان صدا كنيد


 


زندگي چون قفس است  قفسي با ميله هاي سرد


كبوتر دلم را از اين قفس چوبي محكم رها كنيد


 


ماهي بيچاره در سر فكر دريا دارد


او را از اين تنگ كوچك 20 سانتي رها كنيد


 


در اين زمانه دگر عشق دروغي بزرگ بيش نيست


از ما گذشته است فكري به حال نسلهاي بعد ما كنيد


 


شايد شما نتوانيد دل شكسته مرا بجا كنيد


اما ميتونيد برام دعا كنيدو اي خدا خدا كنيد


عشق من خدا فرهاد زعفری هشجین


عشق يعني شب نيايش با خدا 


تا طلوع صبح دلتنگي دعا


 


عشق يعني آه ديگر پشت آه


سوز دل را پرکشاندن تا به ماه


 


عشق يعني گريه هاي بي صدا


چشم خيس دختري دور از نگاه


  


عشق يعني لحظه هاي انتظار


دل به فردا بستن و روز بهار


 


عشق يعني بارش از ديده چو ابر


 بهر ديدار دوباره باز صبر


 


عشق يعني بهترين حس نياز


 سوي تنها خالق هستي نماز


 


عشق يعني اين منه ديوانه وار


 كرده ام خود را فداي عشق يار

گوشها منتظر بانگ جرس هاي من‏اند

گوشها منتظر بانگ جرس هاي من‏اند
کوچه‌ها منتظر بانگ قدم‌هاي تو اند
تو از اين برف فرو آمده دلگير مشو
تو از اين وادي سرمازده نوميد مباش
دي زماني دارد
و زمستان اجلش نزديك است
من صداي نفس باغچه را مي‌شنوم
و صداي قدم گل را در يك قدمي
و صداي گذر گرده گل را در بستر باد
و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر
و صداي شعف فاخته را در باران
و صداي اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهايي نمناك و مرموز و سبز
عجب آواز خوشي در راه است  
 

من کوچه های هشجین را دوست دارم

من کوچه های هشجین را دوست دارم

                                                      من در چمن زار نقش پار دوست دارم

دیوار خشتی .کوچه خاکی طاق ضربی

                                                    شهری چنین با این نمارادوست دارم

در کوچه های تنگ وبی بن بست هر روز

                                                     دیدار یار آشنا را دوست دارم

من مرده ی مردان با حال دهاتم

                                             من مردمان با صفا رادوست دارم

آلودگی های تمدن کشت مارا

                                      من زندگی در روستا را دوست دارم

بی ادعایی .مهربانی .بی ریایی

                                            من خلق با این محتوارا دوست دارم

بیزارم از بودن دراین آلودگی ها

                                        من زیستن در این هوا را دوست دارم

 

فرهاد زعفری هشجین  ایران شف

www.iranchef.comahmadreza.jpg

بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد

 

این مثنوی حدیث پریشانی من است

بشنو که سوگنامه زندگانی من است

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام

بلکه به یمن امدنت جان گرفته ام

گفتی غزل بگو،غزلم شور و حال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد

گفتم نرو که تیره شود زندگانیم

با رفتنت به خاک سیه می نشانیم

گفتی زمین مجال رسیدن نمی دهد

به چشم باز فرصت دیدن نمی دهد

وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است

معیار مهر ورزیمان سنگ بودن است

دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است

اخر کدام احمق از این عشق راضی است

این عشق نیست فاجعه قرن اهن است

من بودنی که عاقبتش نیست بودنست

حالا به حرفهای غریبت رسیده ام

فهمیده ام که خوب تورا بد شنیده ام

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام

بگذار صادقانه بگویم که خسته ام

بیزارم از تمام رفیقان نا رفیق

اینها چقدر فاصله دارند تا افق

من را به اقتضای نبودن کشانده اند

روح مرا به مسند پوچی کشانده اند

اینجا کسی برای کسی کس نمی شود

حتی  عقاب در خور کرکس نمی شود

جایی که سهم من به جز تازیانه نیست

حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

ما می رویم چون دلمان جای دیگر است

ما می رویم هر که بماند مخیر است

ما می رویم گرچه از الطاف دوستان

بر جای جای پیکرمان جای خنجر است

ما می رویم قصه مان نامشخص است

هر جا رویم از این شهر بهتر است

از سادگیست گر به کسی تکیه کرده ایم

اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

ما می رویم نشستن با درد فاتحست

در عرف ما نشستن یک مرد فاجعست

اینجا دگر چه باب من پای لنگ نیست

باید شتاب کرد مجال درنگ نیست

بر درب افتاب پی باج می دهیم

ما هم بدون بال به معراج می رویم

اواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

اواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

 

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

 

تا امدم که با تو خدا حافظی کنم

!!!!بغض امان ندادو خدا .........در گلو شکست

 اگر از ظلمت ره مي ترسم  چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید

                            


    اگر از ظلمت ره مي ترسم  چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید


   اگر از دوري ره مي ترسي دستهايم را كه پلي روي زمان مي بندند

 
   و به كوتاهترين فاصله من را به تو مي پيوندند به تو خواهم بخشيد

  اگرازتنگي چشم دگران اگر از زمزمه ها اگرازحرف كسان مي ترسي


 من جدا از دگران به تو خواهم پيوست و اگر ترس تو از خويشتن است


               من تو را در تن خود در رگ هستي خويش


 و به هم ذره ي ذرات وجود كه پر از خواهش توست جريان خواهم داد


 من تمامي وفاوتمامي دل عاشق خودرابه توخواهم بخشيدتا توازمن باشي

تو در من زیستی

 شبی دور از تو اما با تو تا صبح

 

در آن دوران شیرین ره سپردم

 

تو را با خود به انجاها که یک عمر

 

 غمت جان مرا می برد بردم

 

هزاران بار دستت را به گرمی

 

به روی سینه ی تنگم فشردم

 

 وفاهای تو را یک یک ستودم

 

خطاهای تو را ده ده شمردم

 

ز حد بگذشت چون خودکامگی هات

 

 صفای خویش را افسوس خوردم

 

به چشم خویشتن دیدی در این عشق

 

تو در من زیستی من در تو مردم

فنجان قهوه اند، که او کهنه و تو نو

www.iranchef.com

 

 

فنجان قهوه اند، که او کهنه و تو نو

هر صبح ، چای میخورم و نان و گونه هات

هر عصر ، قهوه میخورم و چشمهای تو

چشمان من تویی ولی امشب مرا نخواب!

پاهای من تویی ، ولی از پیش من نرو!

اصلا همین که میرسی از انتهای راه

پاهام می دوند به سویت جلو جلو!

انگورهای چشم تو را چیدم و سحر

چیزی نماند از تو بجز یک درخت مو

موی تو را کشیدم ، باران شد و به شب

بارید آنقدر که شد این شهر خیس تو

هر وقت ، من درخت تو بودم ، پرنده باش!

هر وقت میوه خواستم از تو ، درخت شو!

آیینه فرش می کنم این شهر را بیا

بگذار شهر ، پر شود از چشمهای تو

 

fARHAD.jpg